قهرمان ميرزا عين السلطنه

1272

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

هزار تومان به پاى فرمانفرما نوشته است كه نداده و به‌عهدهء خود او هست . شاه هم قبول كرده . يكصد و پنجاه هزار تومان مخارج اندرون [ است ] و حال آنكه شش نفر خانم بيشتر نيست و قس عليهذا . مال ديوان پنجشنبه دهم صفر المظفر - صبح را ميدان رفتم . سردار و امير توپخانه قورخانه بودند آنجا رفتم . اعليحضرت همايونى محقق السلطنه سرايدارباشى را مأمور فرموده‌اند اسبابى كه در قورخانه موجود است معين كند ، بعد حساب گذشتهء رؤساى سابق را رسيدگى كنند . معلوم بشود مال ديوان در نزديكى باقى است . بعد از آن‌كه مفصلا سردار اين صحبت را كرد و خيلى خيلى افسوسها براى تفريط شدن مال ديوان خورد اصرار مىكرد كه چرا ضياء الملك اسباب موجودى قورخانه را تا حال سند نداده ، بيايد بدهد . ضياء الملك در جواب گفت در اين دو ساله خواستند از روى اسنادى كه ضبط هست از من تمسك بگيرند و اين مطلب محال است . زيرا مىگويند در نزد نوروز على خان صد هزار فشنگ است و حال آن‌كه من مىدانم و خودش حاضر است كه دويست و پنجاه فشنگ الان نداريم . اما آنچه كه موجود است عرضى ندارم . همين‌قدر خود حضرت و الا و اين اشخاصى كه حاضرند مشاهده بفرمايند . اگر چيزى است قابل آن‌كه به رشتهء تحرير برآيد فورا تمسك نوشته اطاعت مىكنم . وضع قورخانه برخاسته انبارها را گردش كرديم . چه قورخانه‌اى ! چه وضعى ! چه اسبابى ! آن قورخانهء مرتب منظم با آن‌همه اسباب كه ديده بوديم مبدل به انبارهاى خراب و ويران [ است ] و جز قداره شكسته ، سرنيزهء شكسته ، تفنگهاى كهنه بىمصرف ديگر چيزى نداشت . انبار تفنگ « ورندل » رفتيم از آن‌همه تفنگ اگر به قدر پانصد قبضه باقى بود آن هم چرك ، كثيف ، زنگ‌زده . انبارهاى ديگر هيچ نداشت . انبار چوب انبار چوب رفتيم كه از عهد شاه مرحوم و حاجى ميرزا آقاسى تهيه شده است . انبارى بود به قدر دو هزار ذرع و مىگفتند تا طاق آن مملو از الوارهاى چنار و گردو بود ، اكنون دويست خروار چوب نداشت .